پلوتارخ ( مترجم : كسروى )

24

ايرانيان و يونانيان به روايت پلوتارخ ( فارسي )

به گفته لوساندير : در جايى كه پوست شير نارسا باشد بايد از پوست روباه وصله بر سر آن دوخت ! بارى چون در آغاز كشاكشهاى آتن و اسپارت ، اسپارت ناتوان‌تر بود تيسافرنيس نماينده ايران در آسياى كوچك صرفه خود را در آن مىديد كه پشتيبانى از اسپارتيان بنمايد و اين بود كه با پول و كشتى دستگيرى از آنان دريغ نمىگفت . پلوتارخ آشكار مىنويسد كه خرج لشكركشيهاى اسپارت را ايران مىپرداخت . سرداران اسپارتى به سارديس پايتخت لوديا كه نشيمن حاكم ايرانى آسياى كوچك بود رفته دريافت پول مىنمودند و چندان اهميت به اين موضوع داده مىشد كه پلوتارخ مىنويسد كوروش پسر داريوش به لوساندير گفت : من اگر پول نداشته باشم اين كرسى خود را كه به روى آن مىنشينم و از زر و سيم ساخته شده شكسته به جاى پول به شما مىدهم . همچنين پلوتارخ آشكار مىنويسد كه يكى از جهت شكست آتنيان در برابر لوساندير نداشتن پول بود در حالى كه لوساندير پول از ايرانيان مىگرفت و به فراوانى خرج مىكرد . بارى در نتيجه اين كشاكشها و جنگهاى دراز آتنيان زبون اسپارت گرديدند كه نه تنها كشتيهاى خود را از دست دادند و ديگر نيرويى در دريا نداشتند بلكه لوساندير بر آتن هم دست يافته و ديوارهاى بلند و دراز آنجا را كه در ميانه شهر و بندر پيرايوس پديد آورده بودند برانداخت و آيين دموكراسى را از آنجا برانداخته به آيين آريستوكراسى سى تن را به فرمانروايى برگماشت كه در تاريخ به نام سى تن بيدادگر ( ياسى تن خودكامه ) شهرت دارند و بر آتنيان و ديگر همدستان ايشان آنچه ستمگرى بود دريغ نمىگفتند . ولى شگفت است كه اسپارتيان كه به اين فيروزيها در سايه پشتيبانى ايران رسيده بودند قدر آن پشتيبانى را ندانسته اين زمان آنان دشمنى با ايران آغاز كردند . چنان كه لوساندير دست‌اندازى به شهرهاى آسياى كوچك كرده كسانى را از بستگان خود در آنجا به حكمرانى گماشت . نيز فارنابازوس دست‌نشانده ايران در فروكيا كه آن همه نيكى به اسپارتيان كرده هم دست آنان با آتنيان جنگيده بود لوساندير لشكر به خاك او برد و به ويرانى پرداخت و هيچ‌گونه گزند دريغ نداشت .